سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
آخرین لحظه دیدار - زنده به زور
از آن هنگام که حق را به من نمودند در آن دو دل نگردیدم . [نهج البلاغه]

آخرین لحظه دیدار

ارسال‌کننده : امیر حسین در : 10/4/89 5:59 عصر

در اخرین لحظه دیدار بهچشمانت نگاه کردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو یا بی تو بهاریست
همان لبخندی که توان را
از من می ربود بر لبانت
زینت بست.
و به ارامی از من فاصله
گرفتی بی هیچ کلامی.
من خاموش به تو نگاه می کردم
و در دل با خود می گفتم :ای کاش این قامت
نحیف لحظه ای فقط لحظه ای می اندیشید که
اسمان بهاری یعنی ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهانی
و این جمله ،جمله ای
بود بدتر از هر خواهش
برای ماندن و تمنایی
بود برای با او بودن.



کلمات کلیدی :

، بازدیدهای امروز: 129272
ترجمه به فارسی: گرافیکس || ترجمه به پارسی بلاگ: تیم پارسی بلاگ