سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
بیوگرافی - زنده به زور
اساس حکمت، دوری گزیدن از نیرنگ است . [امام علی علیه السلام]
   1   2      >

بیوگرافی فتحعلی اویسی

ارسال‌کننده : امیر حسین در : 18/12/87 5:26 عصر


 


 


نام اصلی: فتحعلی

نام خانوادگی اصلی: اویسی

سمت (در بخش های): بازیگران،فیلمنامه،کارگردانی،

......................................

تاریخ تولد: 1324

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

......................................


مدرک تحصیلی: لیسانس بازیگری و کارگردانی



بیوگرافی

فارغ التحصیل کارگردانی و بازیگری سینما از دانشگاه ایالتی تگزاس آمریکا در سال 1353.
بازگشت به ایران در سال 1353.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "قدغن" (علیرضا داودنژاد) در سال 1357.
پس از اتمام تحصیل به عضویت سیمای جمهوری اسلامی درآمد و در دهه شصت در فیلمهای بسیاری بازی کرد چند فیلم ناموفق هم کارگردانی کرد.
در اوایل دهه هفتاد دوباره به کارگردانی روی آورد و سومین فیلم بلندش (مریم و میتیل) فیلم موفقی از آب درآمد. اما در چهارمین فیلمش (سربلند) به هیچ وجه موفق نبود. فتحعلی اویسی در نیمه دوم دهه هفتاد در تلویزیون فعال بود و بازیهای زیبایی هم از خود به نمایش گذاشت.
در سینما هم بازی ماندگار او در فیلمهای ناخدا خورشید (ناصر تقوایی، 1365)، سرب (مسعود کیمیایی، 1367)، هی جو (منوچهر عسگری نسب، 1367)، بانو (داریوش مهرجویی، 1370)، جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی، 1376) و فیلم مومیایی3 (محمدرضا هنرمند، 1378) در یادها مانده است.
در تلویزیون هم نقش آفرینی او در یک قسمت از مجموعه تهران 11 و مجموعه چمدانهای بسته تحسین همگان را برانگیخت.
اوج هنرنمایی و موفقیت فتحعلی اویسی، ‌بازی در مجموعه تلویزیونی بدون شرح بود



کلمات کلیدی :

گفتوگو با اعضای گروه موسیقی «آریان»

ارسال‌کننده : امیر حسین در : 1/12/87 3:56 عصر






گفت‌وگو با اعضای گروه موسیقی «آریان»







گروه آریانبعد از ده سال حال جایی ایستاده‌اند که هنوز هم بدون هیچ تبلیغاتی یک ساعته بلیت‌هایشان تمام می‌شود، اما بعد از ده سال هنوز باید به کنسرت‌های یک‌شبه قناعت کنند و جشن تولد ده سالگی‌شان را با نیامدن کریس دی‌برگ به ایران و کنسرت‌های سال در میان جشن بگیرند. آریانی هنوز بعد از این ده سال با هم مانده‌اند و هنوز هسته اصلی این گروه که در روزهای سربازی خوانندگان آنها علی پهلوان و پیام صالحی شکل گرفته بود کنار هم ساز می‌زنند و آواز می‌خوانند.

شاید نه برای آنها و نه برای طرفدارانشان دیگر این‌روزها اینکه آریانی‌ها اولین گروه موسیقی پاپ ایرانی‌اند چیز جدید و جذابی نباشد اما بی‌شک نه تنها برای هوادارانشان بلکه برای مخالفان‌شان هم ماندگاری ده ساله این گروه قابل توجه است.

این همان نکته‌ای است که شاید خیلی از گروه‌های موسیقی سنتی هم در آرزوی آنند که البته محسن رجب‌پور و نقش پررنگ او را در ماندگاری آنها نمی‌توان از یاد برد. اگرچه ماجرای نیامدن کریس دی‌برگ به ایران آنقدرها برای آریانی‌ها خوب تمام نشد و فروش «آریان 4» را که پکیج صوتی مثال‌زدنی در موسیقی پاپ ایران محسوب می‌شد تحت‌الشعاع خود قرار داد، اما آریانی‌ها همچنان با هم مانده‌اند تا به‌قول نینف امیرخاص روزهای بهتری از راه برسد.
گفت‌وگو با علی پهلوان، پیام صالحی، نینف امیرخاص و سیامک خواهانی در آخرین تمرین آریان پیش از کنسرت یک‌شبه‌شان انجام شده است.


واقعاً این کنسرت واکنشی به عدم‌حضور شما در جشنواره موسیقی فجر نبود؟


نینف امیرخاص: نه به هیچوجه. ما برنامه‌ریزی این کنسرت را از مدتی قبل انجام داده بودیم. قرار بر این بود که ما حداقل یک هفته کنسرت داشته باشیم اما از آنجایی که بخش ویژه جشنواره موسیقی فجر به صورت دعوتی برگزار می‌شود و ما هم سال گذشته در این بخش حضور داشتیم دیگر امسال از ما دعوت نشد و در عوض افراد دیگری در این بخش حضور داشتند. ما برای برگزاری کنسرت تهران مشکل سالن داشتیم یعنی در نهایت سالن‌های میلاد، نمایشگاه بین‌المللی و همچنین سالن برج میلاد هماهنگ نشد، نهایتاً فقط سالن‌هایی که ما می‌توانستیم در آنها کنسرت بدهیم اریکه ایرانیان بود و وزارت کشور. سالن وزارت کشور به‌جز دو شب تمامی شب‌هایش پر بود و از آن دوشب هم یک شب برنامه رزرو کرده بودند بنابراین می‌ماند تنها یک شب. یعنی قرار بود بود ما 4 و 5 دی برنامه داشته باشیم اما فقط چهارم خالی ماند. ما هم تصمیم گرفتیم که این یک شب را برای هواداران برنامه اجرا کنیم.


چه اصراری بود که بعد از این‌همه وقت یک شب کنسرت بدهید؟


نینف امیرخاص: در واقع این برنامه‌ریزی سالن بود. به ما گفتند که حالا یک شب روی سن بروید. بعداً در اسفندماه 4 شب برنامه داشته باشید. یعنی در واقع به ما قول دادند تا به‌جای این یک روزی که در اینجا برنامه ما کنسل شد بتوانیم 4 شب در آن تاریخ یعنی بعد از ماه‌های محرم و صفر برنامه داشته باشیم.


قطعات آن کنسرت هم شبیه قطعات همین کنسرت اخیر است؟


نینف امیرخاص: بله شباهت‌های زیادی دارد اما قطعات جدیدی را هم اجرا می‌کنیم که تابه‌حال اصلاً اجرا نشده‌اند. به‌هرحال تنظیم قطعات آلبوم با قطعاتی که شما در کنسرت می‌شنوید متفاوت است.


حتماً خودتان هم در جریان هستید که آلبوم آخرتان «آریان 4» فروش آلبوم‌های قبلی‌تان را نداشت، علیرغم اینکه بمباران خبری برای آمدن کریس دی‌برگ و گنجاندن قطعه‌ای باصدای او در آلبوم هم شده بود. ضمن اینکه این آلبوم با فاصله‌ای تقریباً دو ساله از آلبوم آخرتان به بازار آمد و در کنار پوستر،یک دی‌وی‌دی تصویری هم همراهش ارائه شده بود. خودتان دلیل اینکه «آریان 4» نگرفت را در چه می‌دانید؟


پیام صالحی: مسئله این است که دیگر نمی‌شود به این راحتی‌ها در مورد گل کردن یا نکردن یک آلبوم صحبت کرد و اوضاع با 8تا10 سال پیش بسیار فرق کرده است. گل کردن یک آلبوم این روزها به خیلی چیزها بستگی دارد؛ از استفاده از آلات و ادوات موسیقی گرفته تا تنظیم‌کننده آنها. استودیوها این روزها همه در خانه‌ها هستند و بلافاصله هر چیزی را که تصمیم بگیرند منتشر کنند از طریق رسانه‌های مختلفی مثل اینترنت برای مخاطبین تا روزی که وجود دارند عرضه می‌کنند. پس دیگر نمی‌شود الان را با گذشته مقایسه کرد. زمانی که موسیقی را با معیارهای مجاز و پس از طی مراحلی چون مجوزهای شعر و موسیقی و... منتشر می‌کنید، یک سال‌ونیم طول می‌کشد؛ آن هم در حالی که شما هیچ ابزار تبلیغاتی برای کارتان ندارید و 3،4 ساله اخیر هم شرایط خوبی برای موسیقی مهیا نشده است. الان با قبلاً قابل‌مقایسه نبود، قبلاً تا این اندازه ماهواره‌ها میدان را از آن خود نکرده بودند. مسئله اینجاست که الان موسیقی‌های زیرزمینی گل می‌کنند چرا که موسیقی‌دانان آن چیزهایی را که دوست دارند بخوانند و برای‌شان مسئله‌ای نیست را اجرا می‌کنند و خودشان را لنگ مجوز نمی‌گذارند. یعنی شما در میهمانی‌ها، مجالس یا محافل می‌بینید در مورد موسیقی‌هایی صحبت می‌شود که هیچ فیلتری را رد نکرده‌اند.


که اغلب هم رپ هستند؟


پیام صالحی: خیلی از آنها رپ است اما ژانرهای دیگری هم هستند.


این را به این جهت پرسیدم که شما هم در آریان 4» قطعه رپی (من اگر جای تو بودم) را گنجانده‌اید؟


علی پهلوان: آن قطعه رپ نیست، شبه رپ است. بیشتر حالت دکلمه دارد شاید واقعاً اگر رپ بود آن هم در حالتی که آن را یک خانم (شراره فرنژاد) اجرا کرده است اصلاً مجوز نمی‌گرفت. رپ صدایش می‌کنند. اما رپ نیست. اما در مورد سؤال قبلی و بحث گل کردن و گل نکردن باید بگویم که بستگی دارد ما چه چیز را گل کردن بدانیم. آلبوم چهارم ما نمی‌گویم نسبت به آلبوم 1 و 2 اما نسبت به آلبوم سوم‌مان بسیار بهتر فروش کرد. آن آلبوم در موقعیتی درآمد که ما واقعاً به مشکل خورده بودیم. آلبوم چهارم آلبومی است که کسی که آن را گوش کرده نمی‌آید بگوید که قطعاتش را نپسندیده. کسانی که با ما در مورد آن صحبت کرده بودند به دلیل اینکه با دیگر آلبوم‌هایمان فرق داشت از آن خو‌ش‌شان آمده بود. نمی‌گویم آلبوم پرفروش نبوده بوده، اما چه اتفاقی می‌افتد؟ این فروش دیگر فروش سال 79 نیست. الان پرفروش‌ترین آلبوم آریان 2 است با فروش 2 میلیون و 700 هزار نسخه. شما دیگر نمی‌توانید آن فروش را داشته باشید. اولاً که دیگر نواری وجود ندارد ثانیاً اینکه با آمدن سی‌دی شما ماکزیمم هزینه را که باید بپردازید 300 تومان است در حالی که اگر بخواهید آن را به‌صورت مجاز تهیه کنید باید حداقل 1500 تومان بپردازید. «آریان 4» وقتی به بازار می‌آید ظرف 72 ساعت تمامی افرادی که به‌خصوص در شهرستان‌ها آلبوم را می‌فروختند پس از اتمام اولین دور فروش دیگر سفارش مجدد ندادند و بلااستثنا کپی فروختند چرا که در این صورت سودشان بیشتر می‌شد. الان ماهواره‌ها هم نمی‌توانند کار شما را پخش کنند. پیش از این اگر ماهواره‌ها کارها را پخش می‌کردند کسی به کار شما کاری نداشت اما الان اگر ماهواره‌ای اثر شما را پخش کند شما ممنوع‌الفعالیت می‌شوید. ویدئوهای ما نه از تلویزیون خودمان نه از ماهواره‌های این ور و نه از شبکه‌های آن‌طرفی پخش می‌کنند. تبلیغ صفر است. تنها تبلیغ روزنامه‌ها هستند.


نینف امیرخاص: من دلیل نگرفتنش را نمی‌دانم اما شاید بتوانم در مورد دلیل نفروختن یا کمتر فروختنش صحبت کنم. مشکلی که ما داشتیم این بود که اغلب افرادی که آلبوم را گوش داده بودند یا نسخه غیرمجاز آن دستشان بود، یا ام‌پی‌تری و یا از روی اینترنت آن را دانلود کرده بودند. مشکل عمده ما این بود. حتماً خودتان هم می‌دانید که تنها تبلیغی که برای انتشار این آلبوم انجام شد، بحث آمدن کریس دی‌برگ بود و آن‌قدر این مسئله همه‌چیز را تحت‌الشعاع خود قرار داد که خیلی‌ها دیگر آلبوم را فراموش کردند. یعنی بیشتر برایشان ماجرای کریس دی‌برگ جذاب بود تا آلبوم. از سویی دیگر کلیپ‌هایی که ما برای آنها مجوز گرفته بودیم را نمی‌توانستیم هیچ‌جایی پخش کنیم.


مگر فکر می‌کردید کجا می‌توانید آنها را پخش کنید؟


نینف امیرخاص: ببینید این سؤالی است که اتفاقاً من هم آن پرسیدم یعنی اینکه تعریف کلیپ مجاز چیست و این نوع کلیپ می‌تواند از کجا پخش شود؟ این سؤالی است که ما هم جوابش را نمی‌دانیم.


طبیعی است. چرا که مثلاً تلویزیون هرگز چنین کلیپ‌هایی را پخش نمی‌کند، سینماها هم همین‌طور. شاید تنها رسانه‌هایی که می‌توانند این کلیپ‌ها را پخش کنند .بنابراین اصلاً این سؤال پیش می‌آید که این کلیپ‌ها چرا باید تولید شوند؟


نینف امیرخاص: دقیقاً فقط همین شبکه‌ها هستند که می‌توانند کلیپ ما را پخش کنند که ارشاد هم صراحتاً اعلام کرده است که دیگر نمی‌توانند. به‌هرحال باید دید که کلاً چه رسانه‌ای را مردم بیشتر می‌بینند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند.


سیامک خواهانی: مسئله اینجاست که اصلاً من بعید می‌دانم که هنوز خیلی‌ها بدانند که «آریان 4» اصلاً منتشر شده باشد. هنوز بسیاری از شاگردان من هستند که اتفاقاً کارهای آریان را دنبال می‌کنند و اینها از من می‌پرسند که مگر «آریان 4» آلبوم تصویری هم منتشر کرده؟ این‌قدر کپی‌های غیرمجاز در دست همه قرار گرفت که بسیاری از شنیدن و دیدن آلبوم‌های واقعی بازماندند.


حتی با وجود پکیج‌های ارزان قیمتی هم که منتشر شد؟


سیامک خواهانی: بله. حتی با وجود آنها.


پس مشکل را فقط در تبلیغات می‌دانید؟


سیامک خواهانی: حضور کریس دی‌برگ که اصولاً تبلیغ بزرگی بود. کپی کردن قطعات، دانلودهای بی‌حد و حساب و... را شاید بتوان دلیل اصلی نفروختن آلبوم دانست. البته فکر می‌کنم کلیپ‌ها کپی نشدند.


نینف امیرخاص: چرا برخی از کلیپ‌ها هم روی «یو تیوب» قرار گرفتند.


سیامک خواهانی: با این‌حال خیلی‌ها نمی‌دانند که ما کار تصویری هم داریم.


به نظر من اصلاً بحث، بحث اینکه شما آلبوم تصویری هم داشتید یا نه نیست. حرف ما این بود که چرا نگرفت یا به قول شما نفروخت؟


نینف امیرخاص: آنچه که در مورد قطعات این آلبوم وجود دارد و ما به‌عنوان بازخورد از مردم دریافت کرده‌ایم این است که قطعات بین آنها جا افتاده، آنها را می‌خوانند و باآنها ارتباط برقرار کرده‌اند. اتفاقاً این‌بار تنظیم قطعات را بسیار به‌روزتر از قبل و سبک خودمان انجام دادیم. من همیشه می‌گفتم سبک، موزیک روز و تکنیک است که می‌تواند یک آلبوم را موفق کند و در این آلبوم شاید ما بیش از دیگر فاکتورها با مسئله موزیک روز بودن توجه کرده بودیم.


علی پهلوان: من فکر می‌کنم که مهم‌ترین مسئله تورهای موسیقی ما بود که دیگر نیست. ما هر آلبوم که منتشر می‌کردیم بعد از آن تور می‌گذاشتم.


پیام صالحی: شما هر خواننده‌ای را در دنیا نگاه کنید شرایط خاصی را طی می‌کند تا آلبومش پرفروش شود. ابتدا ویدئوی آن منتشر می شود، سپس آلبوم آن و بعد از آن تورهای کنسرتش آغاز می‌شود. چرا که در این دنیای بصری فعلی اول مردم ترجیح می‌دهند که موسیقی و تصویر را با هم ببیند. ضمن اینکه وقتی قطعه‌ای بارها و بارها از شبکه‌ای پخش شود مردم خواه ناخواه با آن انس می‌گیرند. خیلی‌ها هنوز نمی‌دانند که این آلبوم ویدئو داشت. پیش از اینها این طور نبود و دسترسی مردم به رسانه‌های دیگر تا این اندازه زیاد نبود.


روی آمدن کریس دی‌برگ به ایران و همکاری شما با او خیلی زیاد مانور داده شد اما ناگهان همه‌چیز به هم ریخت و اعلام کردید که نمی‌آید. نیامدن کریس دی‌برگ را به‌عنوان یک عامل مخرب برای فروش «آریان 4» می‌شود در نظر گرفت؟


پیام صالحی: کریس دی‌برگ ما را به حاشیه برد. ما همه برنامه‌ریزی‌ها را انجام داده بودیم، نام ما در کتاب «هو ایز هو» چاپ شد. این‌طور نبود که کریس دی‌برگ یا هر خواننده دیگری که ما خواستیم به راحتی با ما همکاری کند. کلی برنامه‌ریزی کرده بودیم، تا بعد از 25-30 سال یک خواننده بزرگ بین‌المللی به ایران بیاید. وقتی هم که به ایران آمد ما تمام کارها را انجام دادیم. یعنی ما مراحل را تا جایی که می‌شد درست انجام دادیم و باید 6 شب در تابستان کنسرت می‌دادیم و کلی خاطره‌ساز می‌شدیم. آذرماه هم قرار بود با کریس روی سن برویم. آن‌وقت شما باید در مورد آلبوم نظر می‌دادید، آن‌وقت می‌دید که فروش آلبوم چه می‌شد.


علی پهلوان: که کنسرت لغو شد و افتاد نوامبر.


پیام صالحی: این خط و این نشان، اگر نوامبر هم بشود اگر اوضاع موسیقی ایران به همین شکل باشد این کنسرت برگزار نمی‌شود. الان 6 شب وزارت کشور را نمی‌دهند، آن‌وقت بیایند به آریان و کریس دی‌برگ برای سالن 12 هزار نفری مجوز بدهند؟


پس اصلاً چرا این بحث‌های کنسرت کریس دی‌برگ را کلاً مطرح کردید؟


پیام صالحی: پس چه کار می‌کردیم؟ هیچ کاری نمی‌کردیم؟


علی پهلوان: به‌نظر من یک اتفاقاتی افتاد. فرق‌هایی کرد.



اما فقط به‌قول خودتان فرق‌هایی کرد. اما برای شما کمی گران تمام شد. شما به خیلی‌ها وعده آمدن کریس را دادید، اما این‌طور نشد.


پیام صالحی: ما هنوز هم سر وعده‌مان هستیم. این ماجرا دلخوری ماست.


علی پهلوان: مسئله این است که کریس دی‌برگ برای من ایمیل زد و کنسرت را به تاریخی دیگر موکول کرد چرا که آلبومش را منتشر کرده است و الان هم مشغول کنسرت دادن است.


پیام صالحی: با این‌حال من مطمئنم که این مجوز را نمی‌دهند. من فکر می‌کنم اگر اوضاع موسیقی این‌طور که الان هست پیش برود، یا ما دیگر وجود نخواهیم داشت، زیرزمینی می‌شویم یا باید با این موسیقی که داریم کلاً خداحافظی کنیم.


علی پهلوان: به جرگه غیرمجازها که نمی‌پیوندیم اما مسئله این است که آریان گروه اجرای لایو است. الان شما ما را در اجراهای لایو ببینید. ما از همین اجراها و کنسرت‌ها متولد شده‌ایم. دو شب تمرین و رفتن روی صحنه. زنده بودن آریان به این کنسرت‌هاست. ببینید مسئله‌ای که باید روشن شود این است که یا ما داریم کار درستی انجام می‌دهیم یا نه، اگر کار درستی انجام می‌دهیم که باید آن را تمام و کمال انجام داد اگر هم که نه برویم دنبال زندگی‌مان. تکلیف این جواب ده سال است که مشخص نیست.


پیام صالحی: ما الان داریم به زنده ماندن‌مان فکر می‌کنیم. ببینیم اصلاً می‌مانیم با هم یا نه.


این‌قدر جدی؟


پیام صالحی: بله، ما واقعاً نمی‌دانیم کجا ایستاده‌ایم و آریان دارد اصلاً به کجا پیش می‌رود؟


علی پهلوان: ما بارها و بارها با آقای رجب‌پور جلسه گذاشته‌ایم و از ایشان پرسیده‌ایم که ما داریم کجا می‌رویم؟ هنوز بعد از 10 سال نمی‌دانیم چه کاره‌ایم؟ هنوز بعد از 10 سال به ما می‌گویند که بیایید و خودتان را ثابت کنید. ما 10 سال است که داریم خودمان را ثابت می‌کنیم.


پیام صالحی: زمانی شور جوانی و این‌چیزهاست و آدم دلش را به این‌جور چیزها خوش می‌کند و کنار هم می‌ماند اما الان دیگر نه ما می‌توانیم و نه ما می‌خواهیم که با این شرایط ادامه دهیم. ما همه این کارها را کرده‌ایم که به آنجا برسیم حالا که به اینجا رسیده‌ایم به ما می‌گویند خودتان را ثابت کنید. آدم سنش که بالا می‌رود دلش می‌خواهد تکلیفش معلوم باشد.


منتظر چه اتفاقاتی هستید که بتواند بار دیگر تثبیت‌تان کند؟


علی پهلوان: برگزاری کنسرت. ما اگر بتوانیم برنامه داشته باشیم، اوضاع‌مان خوب می‌شود. ما دل‌مان می‌خواهد به همان شرایط 4، 5 سال پیش برگردیم.


نینف امیرخاص: داستان اصلاً این نبود، داستان این بود که ما می‌خواستیم حتماً یک همکاری بین‌المللی داشته باشیم و موسیقی پاپ ایران را به خارجی‌ها معرفی کنیم یعنی مثل لژیونرهای فوتبال یا برخی از بازیگران سینمای‌مان عمل کنیم. هیچ راهی برای این همکاری وجود نداشت مگر اینکه ما سراغ کسی برویم که در سطح موسیقی بین‌المللی بالا باشد، هم در ایران وجهه خوبی داشته باشد و هم سبک موسیقی‌اش به آریان نزدیک باشد. ضمناً آن‌قدر آن فرد سرشناس باشد که او هم بتواند موسیقی ما را بشناساند و قدم‌های اول را ما کاملاً درست برداشتیم. یعنی آدمی که انتخاب شد، آهنگی که کار کردیم و روشی که برای این همکاری انتخاب شد. مسئله این بود که شاید بهترین اتفاق در بدترین زمان افتاد. شاید هنوز آمادگی پذیرش این قضیه در ذهن برخی از مسئولان ما نبود، یک عده آدم به جای اینکه بیایند و از این حرکت حمایت کنند، روی حساب حسادت‌ها بسیار سنگ‌اندازی کردند و نهایتاً حرکتی که می‌توانست برای موسیقی ایران اصلاً جدای از گروه آریان مفید باشد و آغازگر خیلی پیشرفت‌ها و حضورهای بین‌المللی باشد، نیمه‌کاره ماند. اگر این حرکت ادامه پیدا می‌کرد نه تنها آریان بلکه بسیاری از گروه‌های دیگر ایرانی هم بعد از آن می‌توانستند برای خارجی‌ها کنسرت بدهند. در آن بستر زمانی که می‌گویم تفکر پیشرفت موسیقی پاپ وجود نداشت بلکه برعکس ترمزی بود برای آن






نگاهی به آلبوم‌های گروه موسیقی آریان


آریان 1- گل آفتابگردون


«گل آفتابگردون» اولین آلبوم گروه موسیقی پاپ آریان با 11 نفر عضو محسوب می‌شد و در روزهایی منتشر و که خیلی‌ها فکر می‌کردند این آلبوم مجاز نیست. دقیقاً نزدیک به 9 سال پیش این آلبوم به بازار موسیقی ایران آمد. برای اولین‌بار، پوسترهایی از گروه آریان دیوار نوارفروشی‌ها را پوشاند و در هر مغازه موسیقی این پوسترها روی ویترین بود و آوازهای این آلبوم از هر گوشه‌ای شنیده می‌شدند. آریان یک فروش خوبی داشت و به سرعت پیشرفت کرد و در رده اول موسیقی پاپ ایران قرار گرفت .
«گل آفتابگردون»، «اگه دستامو بگیری»، «غریبه»؛ «مادر»، «مولا علی‌جان»، «یاس کبود»، «مسافر» و «بارون» قطعات این آلبوم بودند که در این میان «گل آفتابگردون» تبدیل به قطعه برتر این آلبوم یا همان هیت شد؛ آن‌قدر که هنوز خیلی‌ها آریان را با این قطعه می‌شناسند، اگرچه «مولا علی‌جان» هم توانست طرفداران زیادی را از آن خود کند.


آریان 2- و اما عشق


آلبوم دوم، دو سال بعد منتشر شد و بلافاصله آریان بیش از 250 کنسرت را در شهرهای مختلفی از ایران همچون تهران، کیش، قشم، بندرعباس، قزوین، سلمان شهر، کرمان، اصفهان، یزد و رشت اجرا کرد. آلبوم فراتر از مرزها رفت. «پرواز»، «پنجره»، «گل من»، «نامهربون»، «گل همیشه بهار»، «بهونه»، «ایران»، «ترانه عشق»، «همدم غروب»، «رویای سپید»، «همراز»و «بمون تا بمونم» قطعات این آلبوم بودند که اغلب آنها پرطرفدار شد. آریان 2 تا به حال همچنان پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی پاپ ایران محسوب می‌شود و با فروشی نزدیک به 3 میلیون نسخه در صدر فروش‌های تاریخ موسیقی گاگ ایران قرار دارد. اگرچه همزمان با انتشار این آلبوم بود که محمدرضا گلزار عضو این گروه که به‌تازگی بازیگر شده بود از آن جدا شد و می‌توانست ضربه‌ای برای آریانی‌ها محسوب شود؛ اما فروش‌ها باز هم ادامه داشت. او برای همیشه از آریان جدا شد و به ستاره سینمای ایران بدل شد. بعد از انتشار «و اما عشق» بود که آریان اولین کنسرت برون مرزی خود را در منامه (بحرین) اجرا کرد و با موفقیت در این کنسرت، کنسرت بسیار موفقی را در دوبی (امارات متحده عربی) به صحنه برد. در ادامه موفقیت‌ها کنسرت‌ها در تهران، کیش، لندن، کلن، مونیخ، هامبورگ و به ویژه کنسرت بسیار شاد و خیرخواهانه‌ای که در برلین و روز بعد از حادثه زمین لرزه بم انجام شد توجه رسانه‌ها را به طرف خود جلب کرد و گزارش آن از شبکه های تلویزیونی دنیا پخش شد. در این زمان با مهاجرت یکی از اعضای گروه برای ادامه تحصیل، تعداد اعضای اصلی گروه به 9 نفر کاهش پیدا کرد.


آریان 3- تا بی نهایت


«تا بی‌نهایت» سومین آلبوم آریان بود که بعد از مدت زیادی به بازار آمد. قطعاتی چون «افسونگر»، «آروم آروم»، «بزار برم»، «گمشده من»، «کاشکی»، «مگه میشه»،‌«سکوت»، «طلسم» ،«قصر شنی»، «کبوتر سپید»، «خورشید عشق» و «شاپرک» از جمله آثار این آلبوم بودند. آریانی‌ها برای رقابت با گروه‌های خارجی و نشان دادن کیفیت خوب اثرشان، آلبوم جدیدشان را در یکی از بهترین و معروف‌ترین استودیوهای ضبط و تهیه در انگلستان با صرف بیش از 20 برابر هزینه و زمانی که در تهیه آلبوم‌های‌شان در ایران می‌گذاشتند را تهیه کردند و این آلبوم به همراه دو مجموعه تصویری در لوح فشرده به‌عنوان هدیه به هواداران عرضه شد. با گسترش این آلبوم گروه آریان نامزد جایزه بین‌المللی شبکه رادیویی بی بی سی 3 شد و این اولین حضور موسیقی پاپ ایران در جهان بود؛ به‌طوری‌که نامزد یک جایزه جهانی موسیقی می‌شد. آریان 3 در ایران اما به فروشی معادل فروش آلبوم‌ قبلی آریان دست پیدا نکرد.


آریان 4- بی‌تو باتو


آریان 4 یا «بی‌تو با‌تو» را باید جنجالی‌ترین آلبوم آریان دانست. این آلبوم که کمی بیشتر از 6 ماه است که به بازار موسیقی ایران عرضه شده حواشی زیادی در برداشت. در این آلبوم که قطعات زیادی از جمله «نگو»، «اون روزا»، «ای جاویدان ایران»، «خواب ناز»، «ساحل»، «نگو»، «من اگه جای تو بودم»، «بی‌تو باتو»، «هنوز برام همونی»، «کی به جز من»، «لحظه‌ها»، «نوری تا ابدیت»، «تب» و «قاصدک» گنجانده شده بود، همراهی گروه با خواننده پرآوازه ایرلندی کریس دی‌برگ در اولویت برنامه‌های آریان قرار گرفته بود. «آریان 4» که پر و پیمان‌ترین آلبوم آریان بود به دلیل کپی‌های بی‌حدوحساب غیرمجاز نتوانست در ایران به فروش خوبی در مقایسه با دیگر آثار این گروه دست پیدا کند.





کلمات کلیدی :

بیوگرافی هنگامه

ارسال‌کننده : امیر حسین در : 20/11/87 8:24 عصر

بیوگرافی هنگامه :


هنگامه در لاهیجان-ایران متولد شد.او به همراه خانواده و خواهر بزرگترش از سه سالگی به تهران آمدند.


از همان دوران کودکی او هیجان و شوق زیادی در خوانندگی و نمایش داشت که پدرش اولین کسی بود که


این شوق و هیجان را آشکار کرد. عشق بی پایان و حمایت پدرش سبب تقویت مراحل اولیه ی زندگی هنگامه


به صورت نسبتا آشکاری شد و او را برای شرکت در کلاس های موسیقی به همراه تعدادی از استادان


موسیقی کلاسیک فارسی تشویق کرد. مهارت او در نواختن نی و فلوت سبب شد تا پدرش برای یادگیری مد


های موسیقی کلاسیک فارسی "ردیف" اعتقاد پیدا کند و شالوده ی علمی او به صورت موثری پیشرفت کند


همانند خودش که به این سبک موسیقی بسیار علاقه مند و باسواد است .


هنگامه از حمایت خانواده و دوستانش ،همانطور که بزرگ می شد ،لذت می برد. او در سراسر دوران


تحصیلی اش درتعداد متعددی مسابقات ناحه ای و محلی شرکت کرد و همیشه در زمره ی بی نظیران بود .


او همواره بعد از پایان تحصیلش آرزو داشت خواننده ای حرفه ای شود، اما این آرزو بعد از تغییرات تحمیل


شده توسط دولت جمهوری اسلامی نمی توانست به حقیقت بپیوندد. بعد از پایان دوره ی دبیرستان ، هنگامه


ازدواج کرده و صاحب فرزند دختری شد ،اما هرگز تصور درباره ی آرزوی زندگی خود را که خواننده شدن


بود ، فراموش نکرد. سر انجام هنگامه به این نتیجه رسد که برای رسیدن به آرزویش ، راهی به جز ترک



وطن و مهاجرت به خارج را ندارد.



در سال 1992، هنگامه به وانکوور ، کانادا به همراه همسر و دخترش مهاجرت کرد . در وانکوور در ابتدا


او علی الهی(نوازنده ی ردیف مضراب پیانو) و فریدون (خواننده) را ملاقات کرد که توسط آن ها به


کامران(خواننده) و رامین زمانی(نویسنده ی متن موسیقی و تولید کننده) ، معرفی شد. در سال1995،


هنگامه، فریدون و کامران کار خود را با رامین زمانی با تلاش و جدیت آغاز کردند . آن ها اولین کار خود را


با نام « ایرانم » تولید کردند که در دوره ی بیار کوتاهی طرفداران بسیاری به دست آوردند. محبوبیت آن


ها در حال حاضر فراتر از وانکوور توسعه پیدا کرده است و جمعیت ایرانی بسیاری در لس آنجلس به


صورت ناگهانی به استعداد و ذوق آن ها علاقه مند شدند.


با فرصت های پیش روی در سرزمین لس آنجلس، هر یک از سه خواننده شروع به دنبال کردن زندگی


شخصی خود شدند . با این وجود هنگامه ، با بسیاری از تولید کنندگان در تماس بود . او عضو وفادار رامین


زمانی باقی ماند که تاثیر زیادی در خط مشی موسیقی او داشت . آلبوم« برای دیدن تو» حاصل پنج سال


تلاش مداوم بود که توسط میلیون ها نفر در سراسر جهان مورد استقبال قرار گرفت . این علاقه ی شدید و


طرفداران وفادار زمینه را برای انتشار دومین آلبوم به نام « ارتش صلح » را فراهم کردند . آلبوم جدید


بدون شک فصل جدیدی را در خط مشی خوانندگی هنگامه باز کرد .آرزوی سال های گذشته هم اکنون به


واقعیت تبدیل شده است . عشق بی نهایت و حمایت توسط طرفداران و احترام ار جامعه ی موسیقی ایرانیان



آرزو را در هنگامه تقویت کرد و او برای تبدیل شدن میراث تاریخ موزیک ایرانیان گام برداشت




کلمات کلیدی :

بیوگرافی کتایون ریاحی

ارسال‌کننده : امیر حسین در : 19/11/87 10:2 عصر







نام اصلی: کتایون
نام خانوادگی اصلی: ریاحی
سمت (در بخش های): بازیگران،
......................................
تاریخ تولد: 1340
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
......................................
مدرک تحصیلی: لیسانس ادبیات و مردم شناسی
شروع فعالیت سینمایی با فیلم پاییزان (رسول صدرعاملی) در سال 1366.
با نویسندگی برای کودکان شروع کرد و با فیلم خبرچین (مازیار پرتو، نصرالله زمردیان) به سینما آمد. اما فیلم در نیمه راه متوقف شد و او برای بازی در فیلم پاییزان (رسول صدرعاملی) انتخاب شد.
در آن زمان در سینما چندان موفق نبود اما با بازی در مجموعه پدرسالار (اکبر خواجویی) توانست خود را مطرح کند و حضور او در مجموعه های روزهای زندگی (سیروس مقدم) و خصوصا سریال پس از باران از او چهره محبوبی ساخت.
ریاحی موفق شد در مجموعه های پس از باران و شب دهم (حسن فتحی) بازی بسیار زیبایی ارائه دهد.
او پس از پنج سال دوری از سینما با بازی در شام آخر(فریدون جیرانی) مهمترین و زیباترین بازی دوران زندگی خود را به معرض نمایش گذاشت و برای بازی در همین فیلم کاندیدای جایزه بهترین بازی نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر شد.
این زن حرف نمی زند (احمد امینی) دیگر فیلمی بود که توانایی های کتایون ریاحی را به رخ همگان می کشید. ریاحی برای بازی در این فیلم هم کاندید جایزه از هفتمین جشن خانه سینما شد.
برنده جایزه بهترین بازیگر زن از بیست و ششمین جشنواره فیلم قاهره برای بازی در فیلم شام آخر در سال 1381.

 

 




کلمات کلیدی :

بیوگرافی حمید گودرزی:

ارسال‌کننده : امیر حسین در : 15/11/87 7:5 عصر

دوم آذر در خانواده ای با اصالت تهرانی صد در صد متولد شد . فرزند اول زوج جوان و تحصیلکرده . روشنفکر و متمولی بود که در منزلی واقع در میدان آرژانتین تهران به دنیا آمد و در همان محله رشد کرد و بزرگ شد . پدر حمید تاجر فرش تحصیل کرده است و مادرش بر غم داشتن تحصیلات عالیه و موقعیت اجتماعی و اصالت خانوادگی خانه دار است . بعد از حمید یک دختر هم در این خانواده به دنیا آمد که در رشته ی گرافیک فارغ التحصیل شد و هم اینک دنبال ادامه ی تحصیل در رشته ی حقوق است و دوست دارد کار وکالت کند .
حمید با مادرش تنها ?? سال اختلاف سنی دارد . و همین موضوع باعث شد حرف او را بهتر از پدر بفهمد و درک متقابلی بین ایندو در حد عالی بوجود آید که هنوز هم ادامه دارد . او بر خلاف سایر بچه های طبقه ی مرفه و بالای شهری پر شر و شور بود و از خاطرات بچگی اش او همین یک نمونه بس که کلاس اول دبستان و در همان هفته ی اول تحصیل روزی تمام کتابهایش را به دوره گردی داد و به جایش گوجه سبز گرفت و خورد !!!


حمید همیشه با صراحت می گوید که مشوق من در بازیگری فقط خودم هستم !!! او درست می گوید چون بر خلاف بسیاری مشاهیر نه فقط مورد تشویق خانواده ونزدیکان قرار نگرفته بلکه برای مخالفت با نظر آنها و رفتن به مسیر دلخواه خود انرژی زیادی را طی دو سال صرف کرده .


حمید در سال ???? دیپلم گرفت و در کنکور شرکت کرد و در رشته ی دندانپزشکی قبول شد و درست شبی که پدر و مادرش به مناسبت این موفقیت بزرگ پسرشان مهمانی گرفته بودند جنجال و ماجرای انتخاب او شروع شد ... حمید مصمم بود که خودش شغل و آینده اش را انتخاب کند و والدین وقتی شنیدند او می خواهد دنبال هنر و بازیگری برود و پزشکی را فدا کند به هر وسیله سعی میکردند که او را منصرف کنند ...


 


گپی با حمید گودرزی : خرجی خانه دست همسرم است


 


 


 



  هر چند حمید گودرزی زیاد اهل گفت و گو نیست و تا جایی که بتواند از نزدیک شدن به مطبوعات خودداری می کند.حال مصاحبه او را بخوانید:
در حال حاضر مشغول ایفای نقش در چه فیلمی هستید؟
« گناه من» را آماده اکران دارم . فیلمبرداری «انعکاس» هم تقریبا 10 روز دیگر تمام می شود.


قرار داد تازه ای امضا نکردی؟


 


 



مدت زیادی نیست که خودش را به عنوان یک چهره مطرح درسینمای ایران نشان داده اما طرفداران فراوانی دارد. او از معدود هنرپیشه های جوان سینمای ایران است که وقتی مقابل دوربین قرار می گیرد حرکات مصنوعی به نمایش نمی گذارد و به قول خودش «صادقانه » بازی می کند.
بازی های واقعی حمید گودرزی خیلی ها را به این نتیجه رسانده که او می تواند به ایفای نقش در فیلم های ماندگار سینمای ایران بپردازد و شخصیت جاودانه ای خلق کند.


 


برای یکی ، دو قرار داد صحبت کرده ام اما صبر کنید قطعی شود بعد درباره اش حرف بزنیم.


کدام یک از فیلم هایت را بیشتر دوست داری؟
همه فیلم هایی که تاکنون بازی کرده ام برایم لذت بخش است اما اگر بخواهید اسم ببرم بی وفا، بازنده و گناه من.


و از بین کارهای تلویزیونی ؟
مسافری از هند ، تب سرد، کمکم کن، کارهای خوبی بودند. نقطه اوجش هم آن طوری که خودم می دانم مسافری از هند.


نقش های خاصی بوده که آروز کنی کاش آن را به تو می دادند؟
نقش آلپاچینو در پدر خوانده و نقش رابرت دنیرو در « هیئت» برایم رویایی هستند احتمالا همه بازیگران دنیا آرزوی این نقش ها را دارند.


سوپراستار را تعریف کن؟
سوپراستار یعنی هنرپیشه ای که فروش فیلم را تضمین کند و برای تهیه کننده برگشت مالی داشته باشد اگر هنرپیشه ای فروش فیلم را بالا ببرد یعنی مورد قبول مردم هم هست و به اصطلاح سوپراستار آنهاست.


در ایران سوپر استار داریم؟
بله .
کی؟
رضا گلزار، خودم ! امین حیایی! بهرام رادان و محمدرضا فروتن، البته فروتن قبلا خیلی بیشتر در فروش فیلم ها تاثیر داشت الان وضعیتش کمی فرق کرده.


موقع اکران فیلم بازنده شایعه شده بود با فروتن مشکل داری؟
نه هیچ مشکلی نبود . مناین شایعه را نشنیدم .واقعا می گفتند ما با هم مشکل داریم؟


بدترین خبری که در سینما شنیدی چه بود؟
به خاطرفوت رسول ملاقلی پور خیلی ناراحت شدم. واقعا حیف شد . کارگردان بزرگی را از دست دادیم.


بزرگ ترین حاشیه ای که برایت درست شد و خیلی اذیتت کرد چه بود؟
هیچ وقت به آن صورت حاشیهد خاصی نداشتم فقط یک بار گفتند از همسرش جدا شده که زیاد مهم نبود و اذیتم نکرد اصولا زیاد سمت حاشیهد نمی روم حاشیه هم سمت من نمی آید.


متولد چه روز و چه سالی هستی ؟
دوم آذر سال 56


در کدام شهرو کدام محله بزرگ شدی؟
در تهران ، خانه مان میدان آرپانتین بود زیاد جابه جا نشدیم.


کدام شهرها را دوست داری؟
در ایران به رامسر خیلی علاقه دارم.شهر بسیار زیبایی است و طبیعت آرام بخشی دارد .


در بین شهرهای جهان کدام یک را می پسندی؟
در اروپا لندن و پاریس خیلی خوب است ودرآمریکا هم نیویورک.


برای بیلبورد و تبلیغ کالاهای مختلف پیشنهاد تازه ای نداری؟
یکی دو تا پیشنهاد دارم ولی احتمالا باهمان شرکت «درسا» تمدید می کنم بیلبوردهای قبلی «درسا» الان از سطح شهر جمع شده و شرکت منتظر است تا اجناس جدیدش به ایران وارد شود. احتمالا به زودی قرار داد تازه ای امضا می کنم.
 به نظرت ثروت بهتر است یا شهرت؟
ثروت.


مگر شهرت، ثروت نمی آورد ؟
در کار ما اینطوری نیست. در بعضی کارها مثل فوتبال شهرت به قول ما ثروت هم می آورد اما در بازیگری اصلا اینطوری نیست.


همسر گودرزی با شهرتش مشکلی ندارد؟


 


نه به هیچ وجه.


بهترین هدیه ای که تاکنون به همسرت دادی چه بود؟
خانم ها به طور معمول جواهر دوست دارند.نمی دانم بهترین هدیه کدام بود ولی فکر می کنم جواهربود.


بهترین هدیه ای که خودت تا امروز گرفتی ؟
هدیه کلا چیز خوبی است اگر به من باشد از هدیه های که گرفته ام راضی هستم و همه آنهاد را دوست دارم.


چه اتومبیلی سوار می شوی؟
تویوتا کمری.


رابطه ات با بقیه ورزش ها چطور است؟
کم و بیش ورزش می کنم .


در چه رشته هایی سابقه فعالیت داری؟
دو سال بوکس کار کردم. بدنسازی هم جزو برنامه هایم بود. غیر از اینها شنا و فوتبال را خیلی دوست دارم.


رابطه ات را با اینترنت چطور است؟
در حد نیاز استفاده می کنم اگر دنبال چیزی باشم می روم می گردم و پیدا می کنم. اصلا فلسفه اینترنت همین است . من مثل آدم هایی نیستم که صبح تا شب از این سایت به آن سایت می روند ود به کامپیوتر خود معتاد شده اند نمی دانم شاید آنها کار درستی انجام می دهند هر کس روش خودش را دارد.


هوادارانت از چه راهی می توانند با تو ارتباط برقرار کنند؟
یک سایت دارم ولی متاسفانه الان بسته شده قصد دارم دوباره آن را فعال کنم.


بازی کردن در چه نقشی را ترجیح می دهی؟
بیشتر خانوادگی و ملودرام دوست دارم. چون معتقدم مردم به این فیلم ها علاقه بیشتری دارند فیلم هم یک نوع وسیله ارتباط است شما باید ببینی مخاطب چه چیزی دوست دارد و هماند را ارائه کنی.


نظرت درباره این مصاحبه چه بود ؟
سوالی شما بیشتر خانوادگی است فکر کنم مصاحبه خوبی شد.




کلمات کلیدی :

   1   2      >
، بازدیدهای امروز: 129233
ترجمه به فارسی: گرافیکس || ترجمه به پارسی بلاگ: تیم پارسی بلاگ